مرتضى مطهرى
337
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آسمان شناسى هم صدق مىكند ، در معدن شناسى هم صدق مىكند ، در زمين شناسى هم صدق مىكند ، مىگوييم پس اين يك اصل كلى است ، پس يك فلسفه است ولى فلسفهء علمى . اما هنوز خيلى زود است كه ما نه به اتكاء فلسفه آنچنان كه هگل كرده است ، بلكه به اتكاء علوم آنچنان كه آقايان مىخواهند اين كار را بكنند كه مىگويند فلسفهء ما فلسفهء علمى است ، [ اصل جهش را يك اصل فلسفى بدانيم . ] آيا همهء علوم در قلمرو خودشان اصل جهش را يعنى اصل تبدل كميت به كيفيت را تأييد كردهاند ؟ يا فقط زيست شناسى گفته ؟ هنوز به صورت يك اصلى كه همهء علوم در همهء مسائلشان تأييد كنند در نيامده است . آيا مثلًا فيزيك مىگويد كه اصلًا جريان هميشه اين است كه همانطور كه آب مثلًا به يك درجهء معين كه برسد تبديل به بخار مىشود در همه چيز اينطور است ؟ در فلزات حتماً همينطور است ، يعنى به صورت دفعى تبدل صورت مىگيرد ؟ اگر مثلًا مىگويند يك شىء تبديل به نور مىشود ، آيا اين در يك حالت دفعى صورت مىگيرد يا يك تغيير تدريجى است ؟ اين كه تغيير تدريجى است كه كسى انكار ندارد ؛ و همچنين در مسائل ديگر . نكتهاى كه خواستم عرض بكنم اين است كه اصل تكامل و هم اصل جهش ، اصل تبديل كميت به كيفيت ، اينها را يك وقت هست ما مانند هگل با توضيحات فلسفى مىخواهيم بپذيريم ، آن يك حرفى است ، گو اينكه هگل هم تكامل را توانسته دربارهاش توضيح فلسفى بدهد ولو توضيح غلط ، ولى جهش را نتوانسته چون به چند مثال ساده تمسك كرده است . اين را ديگران هم به او ايراد گرفتهاند . ولى به هر حال او مىخواهد روى اصول [ پيش برود . ] حال اگر نتوانسته ، راهى كه پيش گرفته راه فلسفه است . ولى اين آقايان به چه طريق آمدند تكامل را به صورت يك اصل فلسفى و اصل تبديل كميت به كيفيت را به صورت يك اصل فلسفى پذيرفتند و حال آن كه مىگويند فلسفهء ما فلسفهء علمى است يعنى فقط با اتكاء به علوم است نه با استدلالات ارسطويى ، هگلى و امثال اينها . فلاسفهء ما هم قائل به تكاملند اما آنها كه نيامدند با استناد به چهارتا مثال در طبيعيات بگويند پس در كل عالم تكامل هست . آنها با يك نوع استدلالها ، از راهى وارد شدند كه فرضاً كسى راهشان را قبول نداشته باشد ، آن راه راهى است كه اگر نتيجه بدهد ، تكامل را در كل عالم نتيجه مىدهد . آنها كه نمىگويند فلسفهء ما فلسفهء متكى به علوم است كه بعد بياييم بگوييم علوم در چند جا چنين گفته . آن كسى كه از يك طرف اشتهاى اين را دارد كه مانند يك فيلسوف نظريه بدهد و بگويد تكامل اصل جهانى است ، تبديل كميت به كيفيت اصل جهانى است ، استثناء پذير نيست ، و از طرف ديگر وقتى به او مىگوييم به چه دليل ، مىگويد به دليل فلان نظريهء محدود كه در فلان علم هست ؛ [ بايد به او گفت ] آخر با دو تا نظريه ، دو تا مثال كه در دو تا علم بود كه [ نمىتوان آن را به كل جهان تعميم داد و مثلًا گفت ] چون داروين در باب زيست شناسى تكامل را ثابت كرده پس تكامل در كل عالم است . اگر شما به يك عالم فيزيك بگوييد آيا به دليل